محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

260

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

بيت فلكه ريسان بكر فكر مرا * باشد از مهر و ماه پاغنده پريشيده - بمعنى پريشان شده و بر باد داده . مثالش شيخ سعدى گويد : بيت پريشيده عقل و پراكنده هوش * ز قول نصيحت گر آكنده گوش و پراشيده نيز به اين معنى است . مثالش شاكر بخارى گويد : بيت مجلس پراشيده همه ميوه خراشيده « 1 » همه * زرها بپاشيده همه نقل گران كرده يله پايسته - [ به وزن شايسته ] يعنى بقا كرده و پاينده « 2 » . مثالش ناصر خسرو گويد : بيت جهانا چه « 3 » در خورد و شايسته‌اى * و گر چند با كس نپايسته‌اى پالوانه - [ به وزن شادمانه ] مرغكى سياه باشد كه دايم در هوا پرد و چون بنشيند نتواند بر خيزد و گويند غذاى او با دست . شمس فخرى گويد : بيت شهنشاها تو عنقايى بر تبت « 4 » * حسود درگه تو پالوانه « 5 » و در تحفه پالوايه بياى حطى آورده و گفته كه او را پيلوايه « 6 » نيز گويند . اما شمس فخرى با زمانه و پيمانه قافيه كرده و در رسالهء ميرزا بنون و ياى حطى هر دو به نظر رسيده و در فرهنگ [ بباى تازى و ياى حطى « 21 » ] آمده و اين اصحست « 7 » . پشه - جانوريست معروف كه بعضى از آب پيدا شود و بعضى از درخت « 22 » : مثالش انورى گويد : بيت توئى آن‌كس كه در سخا آيد * پشهء تو به چشم گردون پيل و گويند عمر او از چهل روز بيش نباشد و كعب الاحبار « 8 » گويد كه بيش از سه روز عمر نيابد . پرباره و پرواره [ هر دو به رائين مهملتين به وزن غمخواره ] بمعنى خانهء تابستانى « 9 » باشد و خانه كه بر بالاى خانه سازند و بر اطراف دريچه‌ها گذارند تا از هر جانب كه باد وزد در آن آيد « 10 » ناصر خسرو گويد « 23 » : بيت ناگاه باد دنيا مرد دين را « 11 » * در چه فكند از سر پر باره پهنه - [ بفتح با و نون ] چوب كفچه مانند « 12 » كه بدان گوى بازند و بتازى طبطاب خوانند و در ادات الفضلاء بمعنى گوى باختن نيز آمده . اما معنى اول اصحست چه حكيم لبيبى « 13 » به اين معنى فرمايد : بيت بنات النعش چون طبطاب سيمين * نهاده دسته زير و پهنه از بر

--> ( 1 ) « ب » : تراشيده . ( 2 ) « س » : پائيذه . ( 3 ) « س » : جه . ( 4 ) « س » : اين مصراع را ندارد . ( 5 ) « س » « ب » : پالوايه . ( 6 ) « س » : پيالوايه . ( متن از « ب » است ) . ( 7 ) « س » : صحست . ( 8 ) اصل : كعب الاخبار . ( 9 ) « س » : بستانى . ( 10 ) « ب » : باد آيد بر آن وزد . ( 11 ) در ديوان : ناگاه بار دنيا مردين را . ( 12 ) « س » : باشد . ( متن از « ب » و « ن » است ) . ( 13 ) اصل : فرخى . ( متن تصحيح قياسيست . رجوع به شرح حال لبيبى در كتاب گنج باز يافتهء نگارنده شود ) . ( 21 ) يعنى : بالوايه . ( 22 ) در عربى بعوضه و بق گويند . ( 23 ) در برهان معنى گنجينه و تخته‌هاى خانه پوشيدن . و بمعنى عود سوز و قارورهء بيمار و پرورش يافته شده و فربه نيز آمده است .